تبليغاتX
Сапид

چه سلامی چه علیکی. مگه این دیکتاتورها برای آدم حال سلام و علیک می گذارند. اگه تا حالا به سنگ هم انقدر گفته بودم و اعتراض کرده بودم کمی کوتاه می آمد. قلب سنگ این دیکتاتورها جایی برای صحنه های احساسی و عاطفی که شما جوانان و دموکراسی خواهان در خیابان ها خلق می کنید نیست. من به شخصه همراه با خانواده ام وقتی این صحنه ها را می بینیم به خود می بالیم که توانسته ایم تا اینجا شما را نگه داریم.

هر چند امروز حدود ۳ سال و نیم از کودتای انتخاباتی گذشته است ولی من به عنوان یک نامزد، به عنوان یک کاندید دو آتشه انتخابات به شما می گویم که پیروزی ما در پایداری و استقامتمان است و همین چیزهاست که رعب و ترس در دل دیکتاتورها انداخته است. امام عزیز ما هم همین مرام و مسلک را داشت و همواره معتقد بود باید استقامت کرد حتی اگر به قیمت خون ها و جان ها باشد و ما هم امروز می گوییم که راهت ادامه دارد ای امام عزیز.

از ۳۳ نفری که تا به امروز استقامت کرده اند و همچنان نگذاشته اند که خیابان های شهر رنگ آرامش را به خود ببیند تشکر می کنم و اگر آن جا بودم دستشان را می بوسیدم. شما یک بار دیگر نشان دادید که من چقدر در بین شما محبوبم حتی اگر به ظاهر و برای فریب دیکتاتورها علیه من هم شعار بدهید. پایداری کنید و شل نشوید که نیروی کمکی در راه است.

از همه علاقه مندان و دوستدارانم هم تشکر می کنم و خدمتشان عرض می کنم که حال من اینجا خوب است. شما نگران من نباشید. چند لقمه بخور و نمیر اینجا پیدا می شود. در اینجا نقاشی های سبز می کشم و مردم هم از آن استقبال می کنند. راستش اینجا آنقدرها هم که می گفتند بد نیست. جوانان اینجا هم مثل شما دوستان سبز من همه جوره پایه اند. شما استقامت کنید و هر وقت خبری شد به من هم بگویید. شیطان شما را فریب ندهد که بی خبر از من انقلاب کنید. من شما را تنها نمی گذارم و از اینجا دعاگوی شما هستم. هر روز به دفتر بی بی سی می روم و سفارش شما را به آن ها می کنم.

از همه طرفدارانم می خواهم که با کمال آرامش و در چهارچوب قانونی که خودمان قبول داریم به خیابان ها بیایید و به جز آتش زدن و تخریب اموال عمومی و ایجاد رعب و وحشت و کتک زدن بسیجیان این یاوران انقلاب کار دیگری انجام ندهید تا ما را متهم به آشوبگری و اغتشاش نکنند و از احساسات پاک شما در  این راه بهره های تبلیغاتی ننمایند. خاطره ۲۲ بهمن امسال هرگز از ذهنم فراموش نمی شود که چگونه میلیون ها انسان در سراسر ایران با شعارهای الله اکبر خود از من حمایت کردید و ترس و وحشتی عجیب در دل دیکتاتورها انداختید.

بنده همچنان خود را رییس جمهوری قانونی ایران می دانم و انتخابات فرمایشی را قبول ندارم و خواهان برگزاری مجدد آن هستم. زمزمه هایی نیز شنیده ام که قرار است تا چند ماه دیگر دوباره انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کنند و  این نشان می دهد که ما در این راه پیروز بوده ایم و توانستیم آن ها را به عقب نشینی وادار کنیم.

در پایان بیانیه نیز بهتر است صدا و سیما و حامیان کودتا را در این سازمان خطاب قرار بدهم و بگویم خیلی نامردید. بنده در آن دنیا از شما شکایت خواهم کرد. از شال سبزم بترسید و اینگونه آبرو و حیثیت من را به بازی نگیرید. شما چیزها هیچوقت نتوانستید من را هم ببینید. بنده یک فرد انقلابی هستم و هر چه از دهانم در بیاید می گویم و به هیچکس هم مربوط نیست.

کاندیدای مهندس انتخابات

+ نوشته شده توسط سپید در سه شنبه 13 مرداد1388 و ساعت 10:50 |

و خدایی که در این نزدیکی‌ست
لای این شب‌بوها
پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب
روی قانون گیاه.

من مسلمانم
قبله‌ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه
مُهرم نور
دشت سجاده‌ی من.
من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم
در نمازم جریان دارد ماه
جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است.

من نمازم را وقتی می‌خوانم که اذانش را باد گفته باشد
سر گلدسته‌ی سرو
من نمازم را
پی تکبیرالاحرام علف می‌خوانم
پی قدقامت موج.
کعبه‌ام بر لب آب
کعبه‌ام زیر اقاقی‌هاست
کعبه‌ام مثل نسیم می‌رود باغ به باغ
می‌رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است.

 

+ نوشته شده توسط سپید در سه شنبه 6 مرداد1388 و ساعت 19:8 |

پدرم هميشه مي‌گويد " اين خارجي‌ها که الکي خارجي نشده‌اند، خيلي کارشان درست

 بوده که توي خارج راهشان داده‌اند

" البته من هم مي‌خواهم درسم را بخوانم؛

 پيشرفت کنم؛

سيکلم را بگيرم

و بعد به خارج بروم.

 ايران با خارج خيلي فرغ دارد.

 خارج خيلي بزرگتر است.

من خيلي چيزها راجب به خارج مي‌دانم.

تازه دايي دختر عمه‌ي پسر همسايه‌مان در آمريکا زندگي مي‌کند.

 براي همين هم پسر همسايه‌مان آمريکا را مثل کف دستش مي‌شناسد.

 او مي‌گويد "در خارج آدم‌هاي قوي کشور را اداره مي‌کنند"

 مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است.

 ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره  زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم...

 البته آن قسمت‌هاي بي‌تربيتي فيلم را نديديم

 اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي گذارند مدير بشود.

خارجي‌ها خيلي پر زور هستند و همه‌شان بادي ميل دينگ کار مي‌کنند.

 همين برج‌هايي که دارند نشان مي‌دهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

 ما اصلن ماهواره نداريم.

اگر هم داشته باشيم؛فقط برنامه‌هاي علمي آن را نگاه مي‌کنيم.

تازه من کانال‌هاي ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدينم خداي نکرده از راه به در نشوند.

اين آمريکايي‌ها بر خلاف ما آدم‌هاي خيلي مهرباني هستند و دائم همديگر را بقل مي‌کنند و بوس مي‌کنند.

اما در فيلم‌هاي ايراني حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مي‌نشينند که به فکر بنده همين کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اينجا اصلن استعداد ما کفش نمي‌شود و نخبه‌هاي علمي کشور مجبور مي‌شوند فرار مغزها کنند.

اما در خارج کفش مي‌شوند.

 مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه اسم کوچکش نشان مي‌دهد که از يک خانواده‌ي کارگري بوده اما تا مي‌فهمند که نخبه است به او خيلي بودجه مي‌دهند و او هم برق را اختراع مي‌کند.

پسر همسايه‌مان مي‌گويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما الان مجبور بوديم شب‌ها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم.

 من شنيده‌ام در خارج دموکراسي است.

 ولي ما نداريم.

 اگر اينجا هم دموکراسي مي‌شد چقدر خوب مي‌شد.

 آنوقت "محمدرضا گلذار" رعيس جمهور مي‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش مي‌شد.

 

شايد "آميتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت مي‌کرديم تا وزير بشوند.

خيلي خوب مي‌‌شد.

ولي سد افصوث و دريق که نمي‌شود.

از نظر فرهنگي ما ايراني‌ها خيلي بي‌جمبه هستيم.

ما خيلي تمبل و تن‌پرور هستيم و حتي هفته‌اي يک روز را هم کلاً تعطيل کرده‌ايم.

شايد شما ندانيد اما من خودم ديشب از پسر همسايه‌مان شنيدم که در خارج جمعه‌ها تعطيل نيست.

وقتي شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم.

اما حرف‌هاي پسر همسايه‌مان از بي بي سي هم مهمتر است.

ما ايراني‌ها ضاتن آي کيون پاييني داريم.

مثلن پدرم هميشه به من مي‌گويد "تو به خر گفته‌اي زکي".

ولي خارجي‌ها تيز هوشان هستند.

پسر همسايه‌مان مي‌گفت در آمريکا همه بلدند

انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند.

ولي اينجا متعسفانه مردم کلي کلاس زبان مي‌روند و آخرش هم بلد نيستند يک جمله‌ي ساده مثل I lav u بنويسند.

واقعن جاي تعسف دارد.

اين بود انشاي من(سپهر.ج)


+ نوشته شده توسط سپید در پنجشنبه 18 تیر1388 و ساعت 8:33 |

ما را فشردن دستي بيشتر از آفتاب ظهر تير اهواز گرم مي‌كند...

اين‌جا اهواز؛

ظهر تير

و هوا خيلي سرد است.

+ نوشته شده توسط سپید در دوشنبه 15 تیر1388 و ساعت 12:43 |

سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه میدارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.


کمونیسم : دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را میگیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.


کاپیتالیسم : دو گاو دارید. هر دوی آنها را میدوشید. شیرها را بر زمین میریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.


نازیسم : دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی میکند و هر دو گاو را می گیرد.


آنارشیسم : دو گاو دارید. گاوها شما را میکشند و همدیگر را می دوشند.


سادیسم : دو گاو دارید. به هردوی انها تیراندازی میکنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید.


صهیونیسم : دو گاو دارید، به نحوی برنامه ریزی می کنید که علاوه بر این دو گاو، شیر تمام گاوهای دنیا برای شما دوشیده شود. 


آپارتاید : دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید میدهید ولی گاو سفید را نمی دوشید. 


دولت مرفه : دو گاو دارید. آنها را میدوشید بعد شیرشان را به خودشان میدهید تا بنو شند. 


بوروکراسی : دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر میکید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید. 


سازمان ملل : دوگاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو میکند.امریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو میکنند.نیوزلند رای ممتنع می دهد. 


ایده الیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. همسر شما آنها را می دوشد. 


رئالیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. اما هنوز خودتان آنها را می دوشید. 


فاشیسم : دو گاو دارید. شیر را به دولت میدهید. دولت آن را به شما میفروشد. 


متحجریسم : دو گاو دارید. باید باز گردند به جنگل و صحرا و در آنجا زیست کنند. 


فمینیسم : دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید!! 


پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید. از هرکدام شیر بدوشید فرقی نمی کند. 


لیبرالیسم : دو گاو دارید. آنها را نمیدوشید چون آزادیشان محدود می شود. 


دموکراسی مطلق : دو گاو دارید. از همسایه ها رای میگیرید که آنها را بدوشید یا نه. 


سکولاریسم : دو گاو دارید. پس به خدا نیازی ندارید!!! 


اسلام: دو گاو دارید . اول زکاتشان را حساب کنید بعد یک پنجم شیرشان را بدهید برود...


+ نوشته شده توسط سپید در یکشنبه 1 دی1387 و ساعت 16:36 |
 
عشق به اين معنا نيست که زير باران کنار هم باستيم. عشق يعني يکي براي ديگري چتري بشه و ديگري هرگز نفهمد که چرا خيس نشد

+ نوشته شده توسط سپید در سه شنبه 15 مرداد1387 و ساعت 11:59 |